کد خبر: ۱۲۴۶۸
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۲ - ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۸
همه چیز درباره‌ی رمز آلود‌ترین عدد جهان
دوستی دارم که گاهی وقتی به ساعت تلفن همراهش نگاه می‌کند، با شادی بسیار از تقارنی فرخنده خبر می‌دهد. این‌که ساعت هفت‌وهفت دقیقه را نشان می‌دهد، یعنی کسی پنهانی عشق او را در دل دارد.

او پیغام‌های عجیبی نیز می‌دهد که هر چند هزار سال یک‌بار می‌توانی تقارن فلان ساعت را با فلان تاریخ ببینی و باید در این دقیقه چشم‌هایت را ببندی و آرزو کنی. دوست دیگری دارم که تنها با پیداکردن رابطه‌ی اعداد با هم است که می‌تواند شماره‌ای را به خاطر بسپارد و هربار توضیحاتی طولانی از رابطه‌ی عجیب و مرموز ارقامی می‌دهد که کنار هم نشسته‌اند تا شماره تلفن فلان دوستش شوند یا شماره‌ی کارت بانکی که تازه در آن حساب باز کرده است. وسواس آدم‌ها و علاقه‌ی گاه عجیب و غریب‌شان به اعداد، ریشه در دیروز و امروز ندارد و قدمت‌شان به چند هزار سال پیش بازمی‌گردد.

 

نسبت جادویی اعداد

 از زمان‌های خیلی دور به اعداد نسبتی جادویی داده‌اند و گاه سعد و گاه نحس‌شان نامیده‌اند. هشت را سعد دانسته‌اند و یکی از دلایلش را این نکته عنوان کرده‌اند که جهنم هفت طبقه و بهشت هشت طبقه دارد؛ زیرا همیشه رحمانیت خدا بر غضب او پیشی می‌گیرد و هم از این حیث است که ما در اصفهان کاخ هشت بهشت را داریم. سایر باغ‌های ایرانی و اسلامی نیز همواره به هشت بخش تقسیم می‌شده‌اند. برای نحس بودن 13 نیز دلایلی را برشمرده‌اند که غالب آن‌ها ریشه در فرهنگ و آداب و رسوم قوم‌ها در نقاط مختلف جهان دارد. پاول هافمان در مقاله‌ای جالب با عنوان «سیزده‌گریزی» در سال 1987 می‌گوید که ترسی با این نام دشوار به سبب غیبت، لغو بلیت قطار و هواپیما و کاهش سود بازرگانی در روز سیزدهم هر ماه در امریکا ضرری معادل سالانه یک میلیارد دلار ‌بار می‌آورد.

اما در میان تمام این اعداد و روابط پیچیده و عجیبی که با دنیای ما دارند، عدد سه، جذابیت‌های خاص خودش را دارد. این عدد را ترکیب فراگیر می‌دانند. جاشوآ سیلوستر، شاعر انگلیسی، درباره‌ی عدد سه می‌گوید: «قدیم‌ترین عدد فرد، به راستی عدد خدا/ ارزنده‌ترین عدد آسمان/ که مرکز بسته‌اش از دو سو کشیده می‌شود/ اولین عددی که آغاز، میان و پایان دارد».

 

ضحاک سه سر داشت

این عدد آن‌چنان با تاروپود زندگی ما در هم آمیخته که راه خود را به داستان‌ها و ادبیات کهن نیز باز کرده است. چنان‌که در داستان معروف «غول چراغ جادو»، کسی که موفق می‌شود به این چراغ دست پیدا کند، این امکان را دارد که سه آرزو کند. این عدد خود را در قصه‌های اسطوره‌ای ایرانیان نیز نشان می‌دهد. چنان‌که در داستان ضحاک می‌خوانیم که او بر شانه‌های خود سه سر اژدها داشته است. ابلیس در سه مرحله و سه بار با ضحاک ملاقات می‌کند و به ضحاک جلوه‌ای سه‌گانه می‌بخشد که در مقابل سه‌گانه‌ی جمشید قرار می‌گیرد؛ توفیق جمشید در ساختن حکومتی که 700 سال بر آن شهریاری کرد و در این زمان در جهان بیماری و مرگ و جنگ نبود، وجود فره‌های سه‌گانه‌ی ایزدی ـ مؤبدی، شهریاری و پهلوانی بود. اسطوره‌شناسان بر این باورند که نمادهای سه‌گانه، چه مانند داستان جمشید مثبت و ایزدی باشند و چه منفی و اهریمنی همان‌طور که ضحاک بود، زوال کامل پیدا نمی‌کنند، بلکه عناصر آن‌ها پراکنده می‌شود و در سه‌گانه‌ای دیگر ظهور می‌یابد. از دیگر سو، این فریدون است که دست آخر ضحاک را شکست می‌دهد. او که برای نابودی ضحاک برگزیده شده بود، سه سال از گاوی به نام برمایه شیر می‌خورد. جالب آن‌که در ریشه‌شناسی نام فریدون نیز می‌توان عدد سه را مشاهده کرد و این نام به معنای دارنده‌ی «سه قدرت و توانایی» است.

 

ردپای سه در نمایش‌نامه‌های شکسپیر

اما کاربرد عدد سه در داستان‌های اساطیری خلاصه نمی‌شود. همان‌طور که شکسپیر در نمایشنامه‌ی معروف «مکبث»، این شخصیت را در ابتدای داستان با سه جادوگر رو‌به‌رو می‌کند و از همین نقطه مصیبت‌ها شروع می‌شود. آن سه عجوزه این آواز را می‌خوانند: «گربه‌ی خال‌خالی سه بار میومیو کرده است.» در بیشتر داستان‌هایی که جنبه‌ی پند و اندرز دارند، با سه برادر (معمولا سه شاهزاده) مواجهیم که برای پیداکردن سرنوشت خود به سه سو گسیل می‌شوند. در «فاوست» نوشته‌ی گوته، مفیستوفیلیس (شیطان) به فاوست یادآوری می‌کند که باید سه بار از او بخواهد تا به اتاقش وارد شود وگرنه دعوتش اجابت نخواهد شد. استفاده از عدد سه را می‌توان در داستان‌های کودکانه‌ی (سه‌ بچه‌خوک) و در ترانه‌های فولکلور نیز مشاهده کرد. مثلا در ترانه‌های آلمانی اشاراتی را به تثلیث می‌بینیم، مانند دختری که در اندوه شکایت می‌کند و می‌گوید: «سه سوسن، سه سوسن بر گورم کاشته‌ام ...» یا سربازی که با دیدن سه کلاغ، نشانه‌های شر را می‌بیند و می‌گوید: «کنار جاده سه کلاغ می‌بینم. آیا اول مرا گور می‌کنند؟»

 

سه‌گانه‌ی جادوگری، سه‌گانه‌ی شیطانی

ما برای کشیدن طرحی دوبُعدی حداقل به سه نقطه نیاز داریم و اولین طرح دوبُعدی مثلث است. دو مثلثی که در دل یکدیگر فرورفته‌اند، ستاره‌ی شش ‌پر را می‌سازند و از همین‌رو جادوگران در طراحی‌های خود بسیار از مثلث بهره برده‌اند. این نقش مهم مثلث آن را به طلسم نیز مبدل ساخت و انسان‌ها تکه‌کاغذهای مثلثی را برای جادوگری به‌کار می‌بردند. در کتاب «فرهنگ خرافات آلمانی» می‌خوانیم: «تکه‌کاغذی مثلثی با سه صلیب در سه زاویه و یک دعا در مرکز، ضد نقرس عمل می‌کند. تکه‌کاغذهای مثلثی بر گهواره از کودک در برابر جادوگران محافظت می‌کند. در مصر با طلسم‌های مثلثی‌ شکل کودکان و اسب‌ها را از چشم‌زخم حفظ می‌کردند. در کلبه‌های جادوگران، همه ابزار و وسایل مثلثی بوده‌اند.»

گفته می‌شود سه نفر توانایی این را دارند تا جادوی سیاه را اجرایی کنند. شیطان، چنان‌که در داستان ضحاک نیز به آن اشاره شد، گاه به سه شکل ظاهر می‌شود. حیوانات شیطانی نیز از گذشته با سه پا تخیل می‌شدند. اگر سگی که سه پا دارد، دور خانه‌ای بچرخد، خبر از وقوع فاجعه‌ای عظیم می‌دهد. در دانمارک نیز اسب مردگان، مرکب دیوهای ترسناک و اشباحی که حیوانات را بیمار می‌کنند یا دیوی که طاعون را می‌آورد، سه پا هستند. همان‌طور که برای دعاهای شیطانی، عدد سه نقش مهمی را ایفا می‌کند، در مقابله با این اوراد، باز هم عدد سه نقش‌آفرینی می‌کند. آلمانی‌ها معتقدند چنانچه کسی جادو شود، باید دعایی را بخواند که این‌گونه آغاز می‌شود: «سه زبان بد دور تو را گرفته‌اند، سه زبان مقدس به نفعت سخن گفته‌اند ...» همه اوراد شفابخش باید سه بار تکرار شوند.

 

از سه قانون نیوتن تا مثلث برمودا

ما در جهانی سه‌بُعدی زندگی می‌کنیم و درک‌مان از زمان به سه بخش گذشته، حال و آینده خلاصه می‌شود. سال‌هاست فیزیکدانان مسائلی چون جهان nبُعدی و زمان‌های موازی را مطرح کرده‌اند و نظریه‌ی ریسمان برای اثبات حقانیت خود، فقط منتظر پیشرفت علم ریاضی مانده است. اما همه‌ی این‌ها مسائلی انتزاعی هستند که درک‌شان برای انسانی که در سه بُعد طول و عرض و ارتفاع گرفتار آمده است، قابلیت درک شهودی ندارد. اما تا سال‌ها ما بدون آن‌که درکی از این مسئله داشته باشیم و براساس فیزیکی روزگار می‌گذراندیمکه پایه‌هایش بر فضای دکارتی (فضای سه‌بُعدی) قرار داشت. نیوتن قوانین مهم و تحول‌آفرین حرکتی خود را در سه بخش تدوین کرد. جالب آن‌که یکی از بحث‌انگیزترین موضوع‌های شبه‌علم، مثلث برموداست که در این‌جا نیز می‌توان ردپای عدد سه را مشاهده کرد. مثلث برمودا که نام دیگرش مثلث شیطان است، در فهرست ده منطقه‌ی خطرناک برای کشتیرانی قرار گرفته که در سال 1997، صندوق جهانی طبیعت آن را منتشر کرده است. گزارش‌هایی که از گم شدن حدود 50 کشتی و 20 هواپیما در این منطقه خبر می‌دهند، راه را برای بروز قصه‌هایی باز کرده‌اند که می‌گویند این منطقه در سیطره‌ی موجودات ناشناخته و ماوراءالطبیعه قرار دارد. هر چند بعدها پیشرفت علم، مسیر را برای این‌گونه داستان‌پردازی‌ها ناهموار کرد. گفته می‌شود نوعی ناهنجاری‌ مغناطیسی و پدیده‌ی گلف‌استریم می‌توانند توجیه‌کننده‌ی این وقایع باشند؛ اما هنوز بسیاری با وحشت از مثلث برمودا یاد می‌کنند و این دلایل علمی را ساده‌انگارانه می‌خوانند.

 

صوفیان و فلاسفه‌ی درگیر با عدد سه

می‌توان رد دیگری از اهمیت عدد سه را در روابط انسانی یافت. حکم دانشگاهی قدیمی‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد در گذشته حداقل تعداد افراد برای تشکیل کلاس سه نفر بوده است. فیلسوفان و روانشناسان معتقدند سه عنصر زمان، مکان و علیت به هم مربوط‌اند و افلاطون معتقد بود که امر آرمانی از خوب، درست و زیبا تشکیل می‌شود. در «اوپانیشادها» که از کهن‌ترین متون مینوی آیین هندو هستند، سه ارزش اصلی سَت، چیت و اَناندا (وجود، فکر و لذت) کمال موجود الهی را بیان می‌کنند. گفته می‌شود فارابی با چنگش، سه آهنگ می‌نواخت که با یکی شنوندگانش می‌خندیدند، با دیگری می‌گریستند و با آهنگ سوم به خواب می‌رفتند.

صوفیان نیز از عدد سه در آموزه‌های خود بهره بسیار برده‌اند. آن‌ها مسیر موجودات فانی را به شریعت، طریقت و حقیقت تقسیم کرده‌اند. صوفیان معتقدند کسی که خدا را به یاد می‌آورد (ذاکر) و خداوند که از سوی ذاکر به یاد آورده می‌شود (مذکور)، در مفهوم سومی به نام ذکر در کنار هم قرار می‌گیرند. همان‌طور که عاشق و معشوق با مفهوم عشق با یکدیگر متحد می‌شوند. این دسته شنوندگان خود را به سه بخش تقسیم می‌کردند: عوام، خواص و خواص‌الخواص که هرکدام حقیقت را به شکلی متفاوت درک می‌کنند.

از آن‌جا که سه، مفهومی متاخرتر از دوگانگی است، آن را دارای معانی بسیاری می‌دانند. ارسطو درباره‌ی عدد سه می‌گوید که این نخستین عددی است که می‌توان برایش از کلمه‌ی «همه» استفاده کرد. شاید به همین علت کاری که سه بار صورت گیرد، قانونی را در پی خواهد داشت. این علاقه‌مندی به عدد سه را می‌توان در تفکر اندیشمندان چند سده‌ی اخیر نیز مشاهده کرد، چنان‌که هایدگر در فلسفه‌ی خود درباره‌ی سه صورت وجود یعنی هستی، هستی در خود و هستی برای خود بحث می‌کند.

آنچه مسلم است، این است که راز عدد سه بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از آن است که بتوان در چند سطر آن را خلاصه کرد. این عدد از یک‌سو به خدایان هزاره‌های پیش تعلق داشته ـ چنان‌که خدایان سومری آنو، انلیل و ئآ خدایان آسمان، هوا و خاک بودند و هکاته، الهه‌ی یونانی، به سه صورت مختلف در آسمان و زمین و زیر زمین ظاهر می‌شد ـ و از سویی دیگر مورد استفاده‌ی شیاطین بوده است. عددی که هم می‌تواند جادو کند و هم قابلیت شفابخشی دارد. با توجه به نقش مهمی که این عدد در هندسه و فیزیک داشته است، می‌توانیم بگوییم سه عددی است که با آن زندگی می‌کنیم.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: